تبليغاتX
خراب اباد -
توبه ز مستوری
 
این پست را با احترام به تمام دوستان پلی تکنیکی ام مخصوصا خواهر عزیزم صدیقه می نویسم.

مرده شور هر چه پلی تکنیکی از دماغ فیل افتاده را ببرند.این جماعتی که حس می کنند تافته جدابافته هستند و دنیا را از دریچه ای نگاه می کنند که کس دیگری قادر به درک ان نیست.دلشان خواست یا چمی دانم هوس کردند.اصلا با تحلیل های فوق بشری انتخابات ریاست جمهوری دور قبل را تحریم کردند و منتظر دست غیبی ماندند که هرگز نیامد و نمی اید.دست غیب تنها به درد انها خورد که رفتند روی صندلی صدای امریکا نشستند بی انکه به بازداشت عده ای در ایران و تحریم و گرانی فکر کنند.بی انکه حس کنند بی خوابگاه ماندن برای دختری شهرستانی یعنی چه و بسیاری بی گناه به دانشگاه راه داده نمی شوند.بی انکه بدانند چرا؟

دوستانی که چندان هم برای من عزیز نیستید مطمئنا اولین حق شهروندی شمایی که از حقوق بشر دم می زنید این است که نخواهید رای دهید.اما من نمی توانم بفهمم شما با این همه ادعا چرا باید میتینگ انتخاباتی خاتمی را بهم بریزید.چه کسی شما را دعوت کرد؟کدام حقوق شهروندی این اجازه را به شما بزرگواران داد؟از خاتمی دلخورید؟می خواهید سر به تنش نباشد؟بسیار خب.بگویید .اما کدام اخلاق اجازه می دهد در میتینگ انتاخاباتی توی سر هم بزنید وزحمت بسیاری را به فنا بدهید؟مرتب تکه کلام شما شده این مارکیسیست های احمق که از تجمع ما سوئ استفاده می کنند و کاش دیروز صحنه تهوع اور زمانی که توی سر همدیگر می زدید را می دید.من مارکسیت نیستم اما از روی شما در شگفتم.

دلم نمی خواست وقتی از اریکه امدم بیرون و سوار ماشین شدم این جمله را از دختر ی که کنار دستم نشسته بود و روی صحبتش با دوستش بود بشنوم.اما شنیدم.

:این ها امده بودند تنها عکس هایشان را نشان بدهند اینها عقده دارند:

دلم گرفت برای همه انها که میدانم چقدر صاقند و راحت به بازی گرفته شده اند.دلم برای امثال صدیقه و بیژن و...گرفت.

 

|+| نوشته شده توسط زهرا(طاهره) بیگدلی در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387  |
 
 
بالا