تبليغاتX
خراب اباد
توبه ز مستوری
 فرو می ریزد
پایه های این نظام می لرزد.تکان می خورد و به زودی فرو می ریزد.

ما این طور نمی خواهیم .قدرتش را هم نداریم.اما انگار این فرو پاشی از هر چه که ما فکر می کردیم راحت تر بودو ما از ان بی خبر.

نیاز به اسلحه ویمب نبود.پایه های این حکومت با یک دسته گل و چند دست لباس با خاک یکسان بودو ما ندانستیم.

چه فرصتی را از دست دادیم .

|+| نوشته شده توسط زهرا(طاهره) بیگدلی در جمعه بیست و نهم تیر 1386  |
 هرگز نمی توانید به گذشته برگردید
یکی می گفت تو همیشه چند لحظه قبل رو می نویسی رو وبت.اما لحظه نوشتن این پست شش سال پیش رسید.درست شش سال پیش.

مرد شش سال پیش در محوطه خانه های متحرک  از میا ن سبزه ها گل های شکفته قاصدک  و نیلوفر صحرایی چیده بود.

حالا ان گل ها در میان صفحات یک کتاب قدیمی فشرده شده.

مرد به روزی که ان گل های کو چک را به زن داد فکر نمی کند.زن نمی تواند ان روز را از یاد ببرد.

جی بونستل.

|+| نوشته شده توسط زهرا(طاهره) بیگدلی در دوشنبه هجدهم تیر 1386  |
 
 
بالا