می گه الله اکبر اذان صبح رو که گفت تو دنیا اومدی اونم هشت ماهه.
چرا عجله کردم بیام تو این دنیا؟
تو این دنیا فیل هوا می کردن؟
حالا چرا با الله اکبر؟ می خواستم متبرک باشم یا مقدس؟
می گه شیرینی بده اونم نون خامه ای؟
شیرینی؟ برای چی؟
لطف کن از مادر و پدرم شیرینی بگیر من برای اومدن تو این دنیا هیچ زحمتی نکشیدم همه زحمت ها رو اونا کشیدن نظر منم نخواستن.
اگه می پرسیدن فریاد می زدم از تولد و اومدن تو این دنیا متنفرم.
رضا همیشه چرت و پرت می گه اما این جمله اش رو دوست دارم.
روز تولد ادم روز گهیه.
|
+| نوشته شده توسط
زهرا(طاهره) بیگدلی در چهارشنبه هفدهم آبان 1385
|